تبليغاتX
کشتی نجات(سفینه النجات)
کشتی نجات(سفینه النجات)

کیست یاری کننده ای که مرا یاری کند ...

Home Email Archive Designer

 

محرم محرم اسرار دل عشاق است آنان که دلی سوخته و قلب مالا مال از عسق حسينی دارند .حال لحظه وصال نزديک شده و قلب عشاق به تب و تاب خاص خويش افتاده است  همان حال و هوايی که عشاق حسينی و هرکسی که معنی عشق را فهميده بدان عادت دارند

محرم كه مياد هر كس از هر دسته و قوم و حزب و قشري با هر مقام و منصب و پست و سمتي كه باشه همه و همه در عزاي حسين هستند . شهر را كه مي بيني كيف مي كني . همه يك هدف دارن اكثر جامعه در عزاي سيدالشهدا سياهپوش شده . چقدر خوب بود كه همه زير پرچم حسين يكدل و يكرنگ باقي مي مانديم .

امسال هم مثل سالهاي گذشته شهر اصفهان در جاي جاي خودش مجالس و مراسم عزاداري بسياري می بینه. خيل جوانان پر شور در همه جا به چشم مي خورد . هر كس به نحوي خود را در غم عاشورا شريك كرده است . يه چيزي كه امسال خيلي به چشم مي آید و سالهاي قبل كمتر ديده بوديم اين بود كه روي شيشه ي عقب اكثر ماشينهاي سواري  ، شعارهاي عاشورايي نوشته شده بود . خودم چندين مرتبه افرادي كه به طور رايگان اين شعار ها را روي ماشينها  مي نويسن ديدم.و جالبتر اينكه ماشين هاي نظامي و انتظامي هم از اين قاعده مستثني نبودن . و اونها هم با اين شعار ها مزين شده بودن .

همه و همه حسيني بودند . در كل، شهر حال و هواي ديگري دارد ؛ انگار مردم با هم مهربانتر شده اند و اين حال و هوايي است كه محرم به اين ايام بخشيده .

 

 

از چه منه دیوانه دیوانه ترم امشب                         از گردش ایامه بی خانه ترم امشب

از چه منه دیوانه دیوانه ترم امشب                       از نغمه مستانه مستانه ترم امشب

گر عاشق درویشم بی چیزم و بی خویشم                 بر مسند شاهانه شاهانه ترم امشب

افسانه بسی خواندی افسانه من بشنو                     من ز هر افسانه افسانه ترم امشب

سوزم که منه دلخون مجنون ترم از مجنون                نزد گل بیگانه بیگانه ترم امشب

جان نور شد از جانان دل یکسره شد ویران               از خانه ویرانه ویرانه ترم امشب

دل بی می و پیمانه مست است ز جانانه                  از ساقی و میخانه میخانه ترم امشب

بنگر که از عشقش شد دیوانه ی دیوانه                 از مردم فرزانه فرزانه ترم امشب

پروانه میان جمع گر سوخته گرد شمع                عشاق ز پروانه پروانه تر است امشب

 

 

یا حسین شهید

 

 

حسینیای عزیزم انشا الله از پنجم محرم تا دهم هر روز این وب حسینی آپ میشود

برای این که کم نیارم میخواستم خواهش کنم مطالب برایم ارسال کنید

جدی می گم خیلی التماس دعا  

لينك مطلب | نوشته شده در 85/10/30 ساعت 9:8 توسط حسین |


 

عزّت و ذلّت در كربلا
در برنامه هاي اسلام به مسئله ي عزّت توجه خاصي شده است . پرستش خداوند عزيز، عزّت آفرين است ، اما بندگي در برابر غير خدا (خواه جمادات يا غير آن ) ذلّت است . ((كفي بي عزّا ان اكون لك عبدا)).
گذاشتن دست انسان در دست رهبران غير معصوم ، توهين به انسانيّت و به ذلّت كشاندن بشر است .
براي غير خدا كار كردن (هر چيز و هركس كه باشد) باختن و خسارت است ; ((خاب الوافدن علي غيرك و خسر المتعرّضون الاّ لك )).
اگر دراسلام غيبت كردن ، نسبت ناروا دادن ، توهين ، تمسخر، تحقير، افشاگري ، طعنه و نيش زدن ، منّت گذاشتن ، مردم را با نام بد صدا زدن و فحش و ناسزا حرام است ، به خاطر آن است كه در اين كارها عزّت ديگران شكسته مي شود.
اگر ستايش ستمگر عرش خدا را به لرزه مي آورد، چون درآن عزيز كردن نااهلان است .
اگر انسان حق ندارد عيوب و گناهان و ضعف هاي خود را حتّي براي نزديك ترين دوستانش نقل كند، به خاطر حفظ عزّت است.
اگر به تشيع جنازه ، رسيدگي به فقرا، عيادت بيماران ، وام دادن ، ديد و بازديد، كتمان عيب ديگران سفارش شده است ، به خاطر حفظ عزّت انسان هاست .
اگر به صبر و قناعت وترك سؤال از مردم و چاپلوسي سفارش شده است ، به خاطر عزّت انسان هاست .
به چند نكته توجه كنيد:.
1 عزّت به معناي نفوذناپذيري است ، نه داشتن امكانات . ممكن است كسي هيچ گونه امكانات مادي نداشته باشد، ولي هيچ تهديد و تطميعي در او اثري نكند، اين فرد عزيز است و ممكن است كسي همه گونهامكانات داشته باشد، ولي باز هم افراد و يا اشيايي در او اثر بگذارند كه اين گونه افراد ذليلند.
2 سرچشمه ي همه ي عزّت ها خداست . در قرآن مكرّر مي خوانيم : (ان ّ العزّه للّه جميعا) قرآن عزّت خواهي از غير خدا را نكوهش مي كند. (أيبتغون عندهم العزّه)
(108)
.
3 فروتني در برابر حق عزّت است ; ((العزّ ان تذل ّ للحق ّ))
(109)
شيطان عزّت خود را از نژاد آتشي خود مي طلبيد، در حالي كه عزّت او در سايه طاعت خدا بود.
عزّت هاي دنيوي در حقيقت ذلّت است . اميرالمؤمنين (ع) مي فرمايد: دنيا به گونه اي است كه عزّت آن ذلّت است ، داشتن مركب زيبا كه به ظاهر عزّت است ، در واقع نوعي وابستگي و اسير شدن نسبت به آن است . باغ و بستان به ظاهر براي كشاورز عزّت است ، امّا تا تمام عمر و قدرت او را نگيرد خودش را عرضه نمي كند.
عزّتي ارزش دارد كه سبب تكبّر و فخرفروشي نگردد و به هر مقدار كه بيشتر شد، انسان در درون خودش را كوچك تر احساس كندو فروتني كند; ((الهي اعزّني و لاتبتليني بالكبر و لا تحدث لي عزّا ظاهرا الا احدثت لي ذلّه باطنه عند نفسي بقدرها))
(110) قرآن سلطه ي كفار را بر مؤمنين ممنوع مي داند; (لن يجعل اللّه للكافرين علي المؤمنين سبيلا) (111)
.
قرآن پذيرفتن ظلم را مثل ظلم كردن حرام مي داند. (لاتظلمون و لا تظلمون )
(112)
.
قرآن زندگي با ذلّت را مرگ و مرگ با عزّت را زندگي مي داند.قرآن آنچه را ملاك دانسته در راه خدا بودن است ، نه كشتن و نه كشته شدن ;(ان ّناللّله اشتري من المؤمنين انفسهم و اموالهم بان ّ لهم الجنّه... فيقتلون و يقتلون )
(113)
.
قرآن به انسان عزّت داده و فرموده :.
هستي براي توست ; (خلق لكم )
(114)
.
روح خدا در توست ; (نفخت فيه من روحي )
(115)
.
تو مسجود فرشتگان هستي ; (فسجدوا الا ابليس )
(116)
.
تو جانشين خدا هستي ;(انّني جاعل في الارض خليفه)
(117) .

 

 

  

لينك مطلب | نوشته شده در 85/10/16 ساعت 9:50 توسط حسین |


 

سلام سلام سلام

من آمدم ولی با یک بغض بزرگ با یک حسرت ناگفتنی

جای تمامی دوستان خالی اون موقعی که برای اولین بار پا گذاشتم روی گوشه ای از بهشت

جای همتون خالی اون موقعی که در ضریح آقا را باز کردند

اون موقعی که دستم را بردم داخل خود ضریح فهمیدم که نمی دونم

"این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست"

باور کنید با اینکه هیچ کدامی از شما را ندیدیم ولی اسم تک تکتون جلوی چشمم بود

حالا دیگه یک آرزوی دیگه به آرزوهام اضافه شد .............

 

 

لينك مطلب | نوشته شده در 85/10/09 ساعت 10:21 توسط حسین |


Home | Archive | Email